چکیده

با ورود گسترده نسل Z به بازار کار و ارتقای سریع بخشی از این نسل به نقش‌های سرپرستی و مدیریتی، سازمان‌های استارتاپی به‌ویژه در حوزه تیم‌های عملیاتی و تضمین کیفیت با الگویی نوین از رهبری مواجه شده‌اند. نسل Z از یک‌سو به دلیل تسلط بالا بر فناوری، سرعت یادگیری و سازگاری با محیط‌های داده‌محور، ظرفیت مدیریتی قابل توجهی دارد و از سوی دیگر، ویژگی‌های رفتاری و روان‌شناختی این نسل، چالش‌هایی در حوزه اقتدار، تصمیم‌گیری، مدیریت تعارض، مشروعیت سازمانی و تاب‌آوری شغلی ایجاد کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی مهم‌ترین چالش‌های مدیران نسل Z در تیم‌های عملیاتی سازمان‌های استارتاپی پرداخته و در پایان، راهکارهای اجرایی برای توانمندسازی پایدار این مدیران ارائه می‌دهد.

۱. مقدمه

تیم‌های عملیاتی در سازمان‌های استارتاپی به‌عنوان موتور محرکه اجرای فرآیندها، تضمین کیفیت خروجی‌ها و تحقق اهداف عملیاتی شناخته می‌شوند. در دهه اخیر، دیجیتالی‌شدن فرآیندها، استقرار سیستم‌های پایش عملکرد، نرم‌افزارهای تضمین کیفیت، اتوماسیون عملیاتی، داشبوردهای مدیریتی و ابزارهای هوشمند، ماهیت مدیریت در این تیم‌ها را متحول کرده است.
هم‌زمان با این تحول فناورانه، ترکیب نسلی نیروی انسانی نیز دستخوش تغییر شده و نسل Z (متولدین پس از حدود ۱۳۷۶) به‌سرعت در حال ورود به لایه‌های نظارتی، سرپرستی و حتی مدیریتی تیم‌های عملیاتی است. این نسل که پیش‌تر به‌عنوان نیروی اجرایی شناخته می‌شد، اکنون در جایگاه تصمیم‌گیرنده، ارزیاب کیفیت و هدایتگر تیم‌ها قرار گرفته است.
هم‌نشینی «تحول فناورانه» و «تحول نسلی»، فرصت‌های مهمی برای افزایش بهره‌وری، شفافیت و سرعت سازمانی ایجاد کرده، اما در عین حال، چالش‌های نوینی را در حوزه رهبری عملیاتی شکل داده است که نادیده گرفتن آن‌ها می‌تواند هزینه‌های پنهان اما جدی برای سازمان به‌همراه داشته باشد.

۲. ویژگی‌های نسل Z در جایگاه مدیریت عملیاتی

شناخت ویژگی‌های رفتاری و کاری نسل Z پیش‌نیاز تحلیل چالش‌های مدیریتی این نسل است. مهم‌ترین این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

  1. دیجیتال‌نیتیو بودن: تسلط طبیعی بر ابزارهای فناورانه، سیستم‌های گزارش‌گیری، داشبوردهای عملکرد و نرم‌افزارهای کنترلی.
  2. نیاز بالا به بازخورد سریع: وابستگی به فیدبک مداوم برای حفظ انگیزه و احساس اثربخشی.
  3. تحمل پایین ابهام و بی‌ثباتی: دشواری در سازگاری با تغییرات سریع اهداف، فرآیندها و ساختارهای استارتاپی.
  4. مرزهای کمرنگ بین کار و زندگی شخصی: حضور دائمی در ابزارهای دیجیتال و افزایش احتمال فرسودگی شغلی.
  5. گرایش به روابط افقی به‌جای سلسله‌مراتب کلاسیک: حساسیت نسبت به اقتدار عمودی و تمایل به تعامل برابر.

این ویژگی‌ها در نقش‌های کارشناسی مزیت محسوب می‌شوند، اما در جایگاه مدیریتی، در صورت نبود نظام حمایتی و آموزشی مناسب، می‌توانند به منبع چالش تبدیل شوند.

۳. چالش‌های کلیدی مدیران نسل Z در تیم‌های عملیاتی و تضمین کیفیت

۳-۱. اقتدار مبتنی بر نفوذ، نه اجبار

برخلاف این تصور که مدیران نسل Z در اعمال اقتدار با ضعف مواجه‌اند، الگوی اقتدار در این نسل بیش از آنکه مبتنی بر ساختارهای دستوری و تنبیهی باشد، بر نفوذ رفتاری، پذیرش داوطلبانه و اعتماد دوطرفه استوار است. این مدیران ترجیح می‌دهند به‌جای استفاده از ابزارهای کلاسیک قدرت، از مسیر گفت‌وگو، همدلی، بازخورد مستمر و ایجاد معنا در کار، تیم خود را هدایت کنند. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری انضباطی درون‌زا، تعهد حرفه‌ای بالاتر و پایبندی داوطلبانه به استانداردهاست؛ انضباطی که نه از ترس، بلکه از احساس تعلق و مسئولیت شکل می‌گیرد.

یکی از نقاط قوت مدیران نسل Z در تیم‌های عملیاتی، بهره‌گیری از روش‌های نوآورانه برای حل تعارض، تقویت تعامل و ارتقای کار تیمی است. این مدیران با ایجاد فضای آزاد برای بیان دغدغه‌ها از طریق جلسات هفتگی منظم، امکان می‌دهند هر فرد مشکلات، نیازها و پیشنهادات خود را بدون ترس از قضاوت مطرح کند. آن‌ها همچنین از تمرین‌های خلاقانه‌ای مانند بازی «خود را یک دستگاه جدید تصور کن » استفاده می‌کنند؛ در این روش هر عضو تیم خود را به یک دستگاه خاص تشبیه می‌کند و «دستورالعمل استفاده» از خودش را ارائه می‌دهد، شامل نحوه تعامل با دیگران، بهترین روش‌های ارتباط، واکنش مورد انتظار در شرایط ناراحتی و شیوه‌های حمایت دلخواه از سوی مدیر یا همکاران. علاوه بر این، برای کاهش حس سلسله‌مراتب و تقویت اعتماد، مدیران نسل Z گاه مسئولیت‌ها و اختیارات چالش‌برانگیز را به اعضای تیم واگذار می‌کنند تا تجربه عملی رهبری و تصمیم‌گیری را به دست آورند و حس مشارکت واقعی در تیم ایجاد شود. ترکیب این رویکردها، تعهد، انگیزه و وفاداری اعضای تیم را افزایش داده و محیطی مبتنی بر اعتماد، احترام متقابل و همکاری پایدار ایجاد می‌کند.

مدیران نسل Z برای سنجش قوه خلاقیت و نوآوری تیم خود، معمولاً هیچ فرمت یا تسک مشخص و از پیش تعیین‌شده‌ای ارائه نمی‌دهند. آن‌ها تنها نیاز یا انتظار خود را بیان می‌کنند و نحوه اجرای آن را به خلاقیت و ابتکار فرد می‌سپارند. این رویکرد باعث می‌شود هر عضو تیم بتواند ایده‌ها و راهکارهای منحصربه‌فرد خود را پیشنهاد دهد و گاهی حتی روش‌های بهتری برای تحقق هدف نسبت به آنچه مدیر تصور کرده است، ارائه کند. بدین ترتیب فضای اعتماد، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری فردی در تیم تقویت می‌شود و نوآوری واقعی در فرآیندها شکل می‌گیرد.

۳-۲. مدیریت تعارض از مسیر هوش ارتباطی

در تیم‌های عملیاتی، تعارض‌های کاری اجتناب‌ناپذیرند؛ اما مدیران نسل Z نشان داده‌اند که به‌جای تشدید تنش از طریق مواجهه‌های تنبیهی، از هوش ارتباطی و مهارت‌های نرم برای مدیریت تعارض استفاده می‌کنند. آن‌ها هر تعارض را با «کلید اختصاصی همان موقعیت» حل می‌کنند؛ گاهی با گفت‌وگوی فردی، گاهی با بازتعریف انتظارات و گاهی با ایجاد فضای امن برای بیان اختلاف نظر. این سبک مدیریت تعارض، به‌جای انباشت تنش، به افزایش شفافیت، بهبود روابط تیمی و تبدیل اختلاف نظر به فرصت یادگیری منجر می‌شود.

با افزایش دسترسی به ابزارهای دیجیتال، منابع یادگیری آنلاین و بسترهای آموزشی سازمانی، مدیران نسل Z به‌طور طبیعی نقش رهبر همزمان در بسیاری از حوزه‌ها را ایفا می‌کنند. آن‌ها معمولاً در اکثر موضوعات تیمی دانش نسبی دارند و قادرند در تصمیم‌گیری‌ها و بحث‌ها نظر بدهند، بدون آنکه نیاز باشد در همه زمینه‌ها به عمق تخصص برسند. این انعطاف، به آن‌ها امکان می‌دهد سریع واکنش نشان دهند و در مسائل پیچیده نیز حضور مؤثر داشته باشند. از سوی دیگر، به دلیل سن کمتر و نبود سابقه طولانی، مدیران نسل Z همواره مجبورند با داده، فکت و شواهد روشن از ادعاهای خود حمایت کنند و دانش خود را به‌طور مداوم به‌روز نگه دارند، در حالی که مدیران باسابقه‌تر اغلب می‌توانند از اعتبار تاریخی و تجربه طولانی برای اثبات موضع خود بهره ببرند و با فشار کمتری عمل کنند. این چالش، در کنار فرصت‌های یادگیری سریع و بهره‌گیری از فناوری، ویژگی متمایز نسل Z در رهبری تیم‌های عملیاتی است و باعث شکل‌گیری مدیریتی مبتنی بر شفافیت، استدلال و قابلیت اعتماد می‌شود

تمرکز مدیران نسل Z بر این است که اعضای تیم بتوانند اشتباه کنند، اما نه اشتباه تکراری. آن‌ها باور دارند تجربه و خطا بخشی از یادگیری است، اما اهمیت دارد که از هر خطا درس گرفته شود و مسیر بهبود همواره ادامه یابد. برای این مدیران، توسعه افراد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که تخصص‌های فنی قابل آموزش هستند، اما ویژگی‌های ذاتی و رفتارهای نرم‌افزاری افراد (Soft Skills) ذاتاً تغییر نمی‌کنند. به همین دلیل، پرورش مهارت‌های نرم، تقویت خلاقیت، ارتباط مؤثر و حل مسئله برای آن‌ها اولویت بالایی دارد و همواره در کنار توسعه تخصص، محور توجه و سرمایه‌گذاری قرار می‌گیرد

۳-۳. تاب‌آوری روانی و تصمیم‌گیری تطبیقی در شرایط فشار

در محیط‌های پرتنش عملیاتی که خطا، تأخیر و فشار زمانی بخشی از واقعیت روزمره است، مدیران نسل Z با اتکا به انعطاف‌پذیری ذهنی، سرعت پردازش بالا و توان مدیریت هم‌زمان چند بحران، الگوی متفاوتی از تصمیم‌گیری ارائه می‌دهند. این مدیران اگرچه احساسات خود را پنهان نمی‌کنند، اما توانایی بالایی در بازتنظیم هیجانات، عبور سریع از شوک‌های عملیاتی و تطبیق تصمیم با شرایط متغیر دارند. به دلیل جوانی و پویایی، آن‌ها تمایل دارند نقش پررنگ‌تری در تیم ایفا کنند و مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرند. برای اثبات توانمندی‌های خود، تلاش مضاعف می‌کنند، با سرعت بالا عمل می‌کنند و دوست دارند سریع‌تر به نتیجه برسند، اما این بدان معنا نیست که دقت را فدای سرعت می‌کنند؛ آن‌ها پیگیرانه تا رسیدن به پاسخ مناسب ادامه می‌دهند و مسیر حل مسئله را کامل می‌کنند. با این حال، در برخی مواقع، به حمایت ارشد های سازمان و همکاران بالا رده نیاز دارند، زیرا برخی افراد ممکن است جدیت و شایستگی آن‌ها را دست‌کم بگیرند یا ارزش تلاش‌هایشان را نادیده بگیرند. این ترکیب از انگیزه بالا، تاب‌آوری و نیاز به حمایت هوشمندانه، ویژگی منحصر به فرد نسل Z در مدیریت شرایط پرچالش عملیاتی است.

یک مدیر نسل Z، بیش از هر مدیر سنتی، تلاش کرده تا به بلوغ دانشی و رفتار حرفه‌ای برسد؛ شاید دوره‌های متعددی گذرانده و ساعت‌ها خود را محک زده است. اما همیشه یک جمله آزاردهنده برایش هست: «یه الف بچه اومده می‌خواد ما رو ارزیابی کنه.» هیچ‌کس به سختی‌های پشت صحنه نگاه نمی‌کند؛ به تعداد ساعات تلاش، میزان اضطراب و فشار ناشی از نگاه‌های مداوم دیگران. بستر خطا برای او بسیار محدود است؛ چون همه چشم‌ها به اوست و همه منتظرند کوچک‌ترین لغزشش را پیدا کنند. به همین دلیل او ناگزیر است کمال‌گرا باشد و در هر حرکتش دقت کند، حتی اگر این سختی‌ها هیچ‌وقت دیده نشوند.

۳-۴. داده‌محوری انسانی؛ پیوند عدد با تجربه

وابستگی مدیران نسل Z به داده، نمودار و داشبورد نه یک ضعف، بلکه یکی از مزیت‌های کلیدی آن‌ها در مدیریت تیم‌های عملیاتی است؛ با این شرط که این داده‌محوری در عمل با شناخت عمیق از رفتار انسانی و تجربه میدانی ترکیب می‌شود. این مدیران به‌خوبی می‌دانند که پشت هر KPI یک انسان، یک محدودیت و یک انگیزه قرار دارد. بنابراین تصمیم‌های آنان صرفاً بر اساس عدد اتخاذ نمی‌شود، بلکه داده به‌عنوان ابزار تشخیص استفاده شده و قضاوت نهایی با در نظر گرفتن شرایط انسانی، روحیه تیم و واقعیت‌های محیطی انجام می‌گیرد.

۳-۵. چالش مدیریت نیروی انسانی چندنسلی

در بسیاری از تیم‌های عملیاتی، نیروهایی از نسل‌های X، Y و Z در کنار هم فعالیت می‌کنند. تفاوت نگرش‌ها نسبت به اقتدار، تعهد، نظم کاری و شیوه ارتباط، مدیریت این ترکیب نسلی را پیچیده می‌کند. مدیران نسل Z در تعامل با نیروهای باسابقه‌تر اغلب با چالش پذیرش اقتدار و اعتبار حرفه‌ای مواجه‌اند.

۴. چالش پنهان مشروعیت و دوگانگی حمایت سازمانی

در بسیاری از تیم‌های عملیاتی، مدیران نسل Z از شایستگی، توانمندی فنی، سرعت تحلیل و درک مناسبی از فرآیندها برخوردارند، اما این توانمندی همواره به‌صورت عادلانه و شفاف دیده نمی‌شود. در برخی موارد، همکاران باسابقه‌تر تحت‌تأثیر رقابت‌های پنهان، نگرانی از دست دادن جایگاه یا حتی حسادت حرفه‌ای، شایستگی این مدیران را زیر سؤال می‌برند. این رفتارها الزاماً آشکار نیست، بلکه اغلب به‌صورت مقاومت پنهان، تردیدسازی، بی‌اعتنایی به تصمیمات یا تضعیف غیررسمی اقتدار بروز می‌کند.
از سوی دیگر، در بسیاری از سازمان‌ها مشاهده می‌شود که مدیران ارشد و معاونین، در سطح تصمیم‌گیری‌های غیرعلنی، به توانمندی مدیران نسل Z اعتماد دارند و از عملکرد آنان رضایت دارند، اما این حمایت اغلب به‌صورت رسمی و آشکار در برابر سایر نیروها بروز داده نمی‌شود. در موقعیت‌های علنی، برای حفظ تعادل قدرت یا جلوگیری از تنش با نیروهای باسابقه، معمولاً جانب نیروهای قدیمی‌تر گرفته می‌شود؛ حتی در شرایطی که مدیران نسل Z از نظر حرفه‌ای تصمیم درستی اتخاذ کرده‌اند.
این دوگانگی میان «حمایت پنهان» و «حمایت آشکار»، مدیران نسل Z را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن مسئولیت دارند، اما اقتدار اجتماعی متناسب با آن دریافت نمی‌کنند. پیامد این شرایط، افزایش فشار روانی، تضعیف خودکارآمدی مدیریتی، فرسودگی شغلی و کاهش اعتمادبه‌نفس حرفه‌ای است. در حالی که مسئله اصلی نه ضعف فردی مدیران نسل Z، بلکه ناهم‌ترازی بسترهای فرهنگی و حمایتی سازمان با واقعیت‌های نسلی جدید است.

۵. فرسودگی شغلی دیجیتال (Digital Burnout)

یکی از جدی‌ترین پیامدهای شرایط فعلی برای مدیران نسل Z، فرسودگی شغلی دیجیتال است. حضور دائمی در سامانه‌های کاری، دریافت مداوم پیام‌ها، گزارش‌های لحظه‌ای، فشار شاخص‌های عملکرد و نبود مرز مشخص بین زمان کاری و شخصی، موجب خستگی ذهنی مزمن، کاهش تمرکز و نوسانات هیجانی می‌شود.

فرسودگی دیجیتال نه‌تنها عملکرد فردی مدیر را تضعیف می‌کند، بلکه به‌تدریج بر روحیه تیم، کیفیت تصمیمات و پایداری تیم‌های عملیاتی نیز اثر منفی می‌گذارد. علاوه بر این، دغدغه تلاش برای بی‌نقص بودن، دیده شدن و سوتی ندادن و اثبات مداوم خود، فشار بزرگی روی این مدیران ایجاد می‌کند. از آنجایی که نسل Z معمولاً غر نمی‌زند و همه چیز را در سکوت مدیریت می‌کند، حجم انتظارات و فشار کاری روی آن‌ها بسیار بالاست و همواره انتظار می‌رود هیچ بی‌دقتی یا خطایی رخ ندهد. این ترکیب از فشارهای دیجیتال و نیاز به کمال‌گرایی، ریسک فرسودگی روانی و جسمی را به‌شدت افزایش می‌دهد.

۶. نقش فناوری در تشدید یا تعدیل چالش‌ها

فناوری در تیم‌های عملیاتی نقشی دوگانه ایفا می‌کند. از یک سو ابزارهایی مانند سامانه‌های پایش عملکرد، اتوماسیون فرآیندها، سیستم‌های ارزیابی کیفیت، هوش مصنوعی و داشبوردهای مدیریتی می‌توانند تصمیم‌گیری مدیران جوان را تسهیل کرده، شفافیت را افزایش دهند و خطای انسانی را کاهش دهند.
از سوی دیگر، شفافیت افراطی داده‌ها، نظارت لحظه‌ای، مقایسه مداوم عملکرد افراد و تمرکز شدید بر شاخص‌های کمی، فشار روانی قابل توجهی بر مدیران نسل Z وارد می‌کند. به‌عبارت دیگر، فناوری هم‌زمان نقش «توانمندساز مدیریتی» و «تشدیدکننده فشار روانی» را ایفا می‌کند.

راهکارهای اجرایی برای توانمندسازی مدیران نسل Z

۱- استقرار نظام منتورینگ رسمی

هر مدیر نسل Z باید به‌صورت ساختارمند تحت هدایت یک مدیر باتجربه قرار گیرد تا انتقال تجربه، بلوغ تصمیم‌گیری و مهارت‌های رهبری به‌صورت عملی محقق شود.

۲-آموزش اقتدار سالم و مدیریت تعارض

برنامه‌های توسعه مدیریتی باید شامل مهارت‌های ارتباطی، مذاکره، مدیریت تعارض و اعمال اقتدار حرفه‌ای باشد، نه صرفاً آموزش‌های فنی.

۳-بازطراحی نظام‌های ارزیابی عملکرد

ترکیب شاخص‌های کمی با ارزیابی‌های کیفی می‌تواند فشار عددی افراطی را کاهش داده و تحلیل عمیق‌تر عملکرد را امکان‌پذیر کند.

۴-نهادینه‌سازی فیدبک ساختارمند

فیدبک‌های منظم، زمان‌بندی‌شده و مبتنی بر معیارهای شفاف، امنیت روانی و اثربخشی مدیران نسل Z را افزایش می‌دهد.

۵- توسعه کوچینگ عملکرد

کوچینگ حرفه‌ای در حوزه مدیریت استرس، خودآگاهی و سبک رهبری، نقش مؤثری در کاهش فرسودگی شغلی مدیران جوان دارد.

۶-حمایت علنی و شفاف مدیران ارشد

سازمان‌ها باید شکاف میان حمایت پنهان و حمایت آشکار را از میان بردارند. حمایت رسمی و علنی از مدیران نسل Z، مشروعیت اجتماعی آنان را تقویت کرده و تعارضات پنهان را به‌طور معناداری کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی

مدیران نسل Z با توانمندی‌های فناورانه، سرعت یادگیری بالا و انگیزه قوی، ظرفیت بالقوه‌ای برای هدایت تیم‌های عملیاتی سازمان‌های استارتاپی دارند. اما برای شکوفایی این ظرفیت، سازمان‌ها باید بستر حمایتی و فرهنگی مناسبی فراهم کنند. اعتماد به این مدیران، ایجاد فضای امن برای ابراز نظر، و قدردانی از تلاش‌های واقعی قبل از آنکه فرسودگی شغلی بر آن‌ها غلبه کند، از اصول حیاتی است.

به جای تمرکز صرف بر ساعات ورود و خروج یا مقایسه کمّی، باید به کیفیت حضور و تأثیر واقعی آن‌ها در بهبود نتایج توجه کرد. مدیران نسل Z دوست دارند نقش فعال و مؤثری در پیشبرد اهداف سازمان داشته باشند و از حمایت مستمر برخوردار شوند؛ وقتی حرف درست و منطقی می‌زنند، باید با اقدامات ملموس و حمایت فرهنگی تقویت شوند.

فرهنگ سازمانی باید جا بیفتد که سن یا سابقه صرفاً ملاک ارزیابی نیست، بلکه توانایی، اثرگذاری و کیفیت عملکرد مهم است. ایجاد این بستر، نه تنها باعث افزایش بهره‌وری و انگیزه می‌شود، بلکه به تقویت تاب‌آوری، رضایت شغلی و پایداری تیم‌های عملیاتی نیز کمک می‌کند و مسیر موفقیت سازمان را هموار می‌سازد.

پیام نهایی: به نسل Z اعتماد کنید، فضا بدهید، قبل از اینکه خسته شوند قدردان زحماتشان باشید و اجازه دهید تأثیر واقعی آن‌ها بر نتایج سازمان دیده و ارج نهاده شود.

Ghazah Ashtiani Rad

غزل آشتیانی راد کارشناس ارشد مهندسی صنایع غذایی و مدیریت کسب‌وکار با گرایش استراتژی و دارای بیش از ۸ سال سابقه حرفه‌ای در حوزه تضمین کیفیت و بهبود تجربه مشتری در صنعت تلکام و فین‌تک است.

ایشان در حال حاضر به‌عنوان مدیر تضمین کیفیت در شرکت دیجی‌پی فعالیت دارد و در پروژه‌های متعددی از جمله طراحی سیستم‌های ارزیابی عملکرد، استانداردسازی فرآیندهای مرکز تماس و پیاده‌سازی داشبوردهای تحلیلی نقش کلیدی ایفا کرده است.

علاقه‌مندی وی به بهره‌گیری از فناوری‌های نوینی چون هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در بهینه‌سازی خدمات، محور اصلی پژوهش‌های او را تشکیل می‌دهد.

آکادمی  تخصصی مراکز تماس ICCS

رویکرد شرکت ها و سازمان های بزرگ به ارائه سرویس های خاص و مشتری مداری طی دهۀ گذشته در کنار نگاه علمی به  فرایندهای خدماتی ، فروش و بازاریابی باعث توسعه مراکز تماس و  Contact Center ها در سطح کشور شده است که در شاخه های گوناگون  در حال سرویس دهی می باشد.
مدیریت و بهبود فرایند های یک مرکز تماس و راهبری علمی و اصولی آن درصد بالائی از موفقیت یک مرکز تماس را شامل می شود و به جرات می توان گفت این امر  شرط لازم برای موفقیت در ارائه خدمات در یک مرکز تماس است  .
ICCS اولین و مجهزترین مرکز تخصصی آموزش مراکز تماس در ایران است که با بهترین متدها و دانش بروز دنیا در این زمینه می تواند در بالا بردن مهارت های تخصصی پرسنل مرکز تماس به شما کمک کند

مدیر
Author: مدیر

راهکار های هوشمند خدمات مشتریان و مراکز تماس