کی گفته همیشه حق با مشتری است؟
این شعار را در بسیاری از سازمان ها و شرکت و حتی مغازه ها دیده ایم که “حق همیشه با مشتری است” یا “مشتری پادشاه است” . ولی به نظر می آید همیشه وقتی در جایگاه مشتری هستیم از این جمله لذت می بریم و بعضا شکایت می کنیم که چرا به این جمله عمل نمی شود و یا حقوق مشتری رعایت نمی شود ولی وقتی در جایگاه فروشنده و یا از آن مهمتر در جایگاه خدمات مشتریان قرار می گیریم و با مشتریانی به اصطلاح بد قلق و چغر مواجه می شویم که حقوق خود را مطالبه می کنند.( بعضا با اشتباه) ، در ذهن خودمان این جملات را تکرار می کنیم که این حرفا همش شعاره و کی گفته که حق با مشتری است .
اجازه دهید از ۳ دیدگاه مشتری ، سازمان و واحد خدمات مشتریان به این موضوع نگاه کنیم
دیدگاه مشتری:
مشتری اعتقاد دارد به واسطه هزینه ایی که برای خرید خدمات و یا محصولات شما پرداخت کرده است ( که در حال حاضر این هزینه ها هم در تمامی موارد بسیار چشمگیر است ) حق دارد به واسطه عمکرد کالا یا خدمات، نحوه خرید و دریافت، برخورد پرسنل شما و در تمامی مراحل کار و خدمات پس از فروش از شما مطالبه داشته باشد . خب اگر این مطالبات در قوانین و ادعاهایی که سازمان ها کرده اند وجود داشته باشد و مشتری هم از آنها مطلع باشد که بدیهی است که باید سریع، ساده و مودبانه حقوق مشتری محقق شود .تا اینجای کار که بدیهی است، ( البته نه برای همه سازمانها )
ولی ماجرا آنجا پیچیده می شود که مشتری مطالباتی دارد که از نظر خود محق است ولی در قوانین و ادعاهای شرکت به آن به طور واضح اشاره نشده است و مشتری احساس می کند که این موضوع حق اوست و بابت هزینه ایی که پرداخت کرده است می تواند این مطالبه را داشته باشد .
پیشنهادات به مشتری:
- قبل از خرید محصول و خدمات به دقت شرایط گارانتی و یا استفاده محصول را بخوانید
- اگر سازمان به تعهدات خود عمل نمی کند حتما از مراجع صنفی و یا حل اختلاف پیگیری کنید ( اونقدرم که فکر می کنید سخت نیست و اتفاقا درصد موفقیت هم بالاست)
- از دعوا کردن و مخصوصا فحاشی به کارشناسان ارتباط با مشتری بپرهیزید( هم اعصاب خودتون خورد می کنید هم اون بنده خداها مقصر نیستند )
- اگر ابهام در شرایط خدمات وجود دارد می تونید پیگیری کنید چون لزوما این موضوع که چون شما شرایط گارانتی را پذیرفتید پس نمیتونید از شرایط عمومی و حقوق کلی مشتری بهره ببرید ، درست نیست
ولی اگر فکر می کنید واقعا حق با شما نیست لطفا از این تصور که ” حالا تیری است که می اندازیم ببینیم چی میشه ” جدا پرهیز کنید . این موضوع باعث تخریب شدید فرهنگ خدمات مشتریان در سازمان ها شده و دیدگاه شرکت ها به این موضوع مهم را تضعیف می کند که در آخر باعث زیان به خود مصرف کنندگان خواهد شد ( مخصوصا در بازارهای انحصاری مثل اینجا)
نگاه سازمان:
کار کردن در این شرایط سخت برای عموم سازمان ها و شرکت ها بسیار مشکل است( البته بجز سازمان های رانتی ) و در این شرایط سخت عموما تمرکز بر تولید خدمت و یا محصول است و توجه به خدمات به دلیل بالابردن هزینه های تمام شده و انرژی بر بودن در سازمان کمتر است و شاید تصور این قبیل سازمان ها این باشد که در شرایط کنونی ، رساندن محصول و خدمات به دست مشتری از اولویت بالاتری برخوردار است تا خدمات پس از فروش و مفاهیمی مانند تجربه مشتری( این دیدگاه متناسب با نوع محصول و خدمات هم جای دفاع دارد و هم نقد )
پیشنهادات به سازمان ها:
- بیش از حد به آمار و ارقام رضایت مشتریان توجه نکنید ،چالش در همان درصد کم نارضایتی ها اتفاق می افتد ( همه مشتریان هم درست نظرات خود را ثبت نمی کنند )
- بر خلاف تصور اولیه بخش قابل توجه ایی از نیاز مشتری ، داشتن یک تجربه خوب و محترمانه از ارتباط با سازمان شماست ( حتی در شرایط بحرانی )
- خیلی از مشتریان اگر با احترام و منطقی توضیحات را بشنوند قانع می شوند نیاز به بی محلی یا خشونت نیست
- اگر می خواهیم خبر بدی به مشتری بدهیم تمام مراحل را بررسی کنیم و با احترام به عقل و شعور مشتری ، محترمانه خبر بد را به او بدهیم
اگر چند درصد کم از مشتریان تلاش می کنند بیش از حقوق خودشان از شما مطالبه کنند به خاطر این درصد کم ، کل اعتبار خود با مشتریانتان را به خطر نیندازید . گرفتن مچ مشتری همیشه هم کارساز نیست
نگاه واحد خدمات مشتریان
واحد خدمات مشتریان در دروازه ارتباط مشتری با سازمان قرار گرفته و وظیفه دارد تا با توجه به قوانین و اختیاراتی که دارد با مشتری در ارتباط باشد و رضایت را در مشتری ایجاد کند . ولی مشکل کجاست؟ مشکل زمانی ایجاد میشه که واحد ارتباط با مشتریان اختیارات و یا اطلاعات کافی برای مواجه با مشتری را ندارد و یا در موقعیت های حساس تر حتی خود واحد خدمات هم با مشتری موافق هست ولی قوانین اجازه کمک های بیشتر را به آنها نمی دهد . ولی آیا واقعا واحد خدمات مشتریان مصداق شعار “حق همیشه با مشتری” است؟
هر سازمانی دارایی هایی دارد مانند دارایی های مشهود، نامشهود، منابع انسانی و البته مشتری. وظیفه محافظت از هر کدام از این دارایی ها در سازمان به عهده یک واحد است و البته اصلی ترین وظیفه واحد خدمات مشتریان نیز محافظت از مهمترین دارایی سازمان ، یعنی مشتری است.
از این جهت واحد ارتباط مشتریان مانند یک وکیل باید تلاش کند در حیطه اختیارات و قوانین تا جایی که می تواند از حقوق مشتری دفاع کند ، حتی اگر خود مشتری به این حقوق واقف نیست .
از این جهت در واحد خدمات مشتریان ” حق همیشه با مشتری است ” چون مشتری موکل این واحد محسوب می شود
پبیشنهاداتی به واحد خدمات مشتریان:
- تا جایی که می توانید مشتری را در فرایند خدمات معلق نگه ندارید
- همیشه علاوه بر تلاش برای حل کردن مشکل به شخصیت و زمان مشتری هم احترام بگذارید
- تلاش کنید به مشتری به صورت عملی نشان دهید که تمام تلاشتان را برای حل مشکل انجام می دهید ( حتی اگر مطمئن هستید مشکل حل نمی شود)
- هیچگاه مشتری را بخاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید
- انتظارات مشتری همواره در حال رشد است
ارتباط با مشتری می تواند لدت بخش تر از آن چیزی باشد که تصور می کنید . به شرط آنکه خود را درگیر شخصیت و قضاوت کردن مشتری نکنید.
دیدگاه خود را بنویسید